دکتر محمد محمدرضایی
menusearch
mmrezai.ir

سومین پاسخ مکتوب دکتر محمد محمدرضایی

۱۳۹۷/۳/۲۳ چهارشنبه
سومین پاسخ مکتوب دکتر محمد محمدرضایی
سومین  پاسخ مکتوب دکتر محمد محمدرضایی
سومین  پاسخ مکتوب دکتر محمد محمدرضایی استاد و مدیر گروه فلسفه دین دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزوی (نماینده ایت الله العظمی سبحانی در مناظره) به دعاوی دکتر محمد مجتهد شبستری استاد الهیات تطبیقی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزوی(در باب اسلام و حقوق بشر)
باسمه تعالی
(اسلام و حقوق بشر)
مقدمه
همکار گرامی جناب آقای دکتر محمد مجتهد شبستری، جناب­عالی در مقالات و نوشته­های خود عنوان نموده­اید:
مبناهای تئوریک داعش و الهی­دانان و فقیهان مسلمان و شیعی یکسان است. و آن مبنا چنین اعتقادی است: هر دو ( اعتقاد دارند که متون قرآن و حدیث، حاوی یک سلسله نظام­های ثابت و ابدی معرفتی، اخلاقی، اجتماعی  و سیاسی و اقتصادی برای همه انسان­ها در همه عصرها می­باشد که آن را شریعت الهی می­نامند. و  چنین اعتقادی را یک پیش فهم باطل در مقام تفسیر متون اسلامی  می­دانید که همه خشونت­های از آن بر می­خیزد و به نظر شما تنها راه چاره و اجتناب از این پیش فهم باطل متون دینی به رسمیت شناختن حقوق بشر غربی است.
همچنین جناب عالی معتقدید که مسلمانان تنها با پذیرش حقوق بشر غربی که غیر دینی است. می­توانند در جهان حاضر، از ایزوله بودن خارج و توان زیستن و بالیدن پیدا کنند و نیز جلوی خونریزی و خشونت را بگیرند، زیرا که اسلام را بسترساز خشونت و داعش می­دانید و نیز اعتقاد دارید که اگر حقوق بشر با نام خدا و دین مطرح گردد مردم از آن استنکاف می­کنند ولی اگر به نام بشر بما هو بشر مطرح شود، همه انسان­ها آن را خواهند پذیرفت.
ابتدا عین تعابیر جناب­عالی را در این باره مطرح و سپس در ذیل چند اشکال آن­ها را مورد نقد و بررسی قرار می­دهیم.
مستندات تعابیر:عین  تعابیر جناب­عالی:
1."خطر عظیم، داعش­ها، القاعده­ها، النصره­ها، طالبان­ها در جهان حاضر از مبنای تئوریک تفسیر آنها بر می­خیزد و نه از تفسیر نکردن آنها، آن مبنای تئوریک مشترک میان آنان و فقیهان رسمی این است که متون قرآن و حدیث حاوی یک سلسله نظام­های ثابت و ابدی معرفتی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای همه انسان­ها در همه عصرها می­باشد که آن را شریعت الهی می­نامند. این یک پیش فهم باطل در مقام تفسیر متون اسلامی است که همه خطرها و خشونت­های شدید و یا غیر شدید در جهان اسلام از آن بر می­خیزد. "(شبستری، اگر  داعش از فقیهای بپرسند، 25 تیر 1393)
2. "پادزهر تئوریک در این باب فقط و فقط به رسمیت شناختن حقوق بشر است. "(شبستری، مبناهای تئوریک داعش، 20 تیر 1393)
3."حقانیت حقوق بشر در جهان حاضر ناشی از همین پادزهر بودن تئوریک آن است. اما کلام و فقه رسمی  اسلام برای مقابله با آن مبناهای خطرناک نه تنها فقیر است. بلکه بسترساز پیدایش داعش­ها و داعشیان است. همین حقوق بشر است که الهی­دانان و فقیهان اسلام باید آن را به رسمیت بشناسند و فرهنگ اسلام و مسلمانی را با این اقدام تاریخ ساز توان زیستن و بالیدن در جهان حاضر ببخشند. این است رسالت انسانی و دینی تاریخ ما مسلمانان در عصر حاضر." (همان)
4.جناب عالی در باب ماهیت این حقوق بشر اعلام می­دارید که این حقوق بشر غیر دینی است.
"اما حقوق بشر، غیر دینی است..... غیر دینی یعنی این که از متون دینی برگرفته نشده است. پس از کجا گرفته شده است؟ ..... از واقعیت زندگی تاریخی اجتماعی بشر گرفته شده است............... در قرن بیستم در جنگ جهانی اول و دوم میلیون­ها انسان در آن دو جنگ به بهانه و عناوین مختلف کشته و زخمی شدند. سپس هنگام تدوین اعلامیه حقوق بشر برای متفکران و مردم جهان این سوال مطرح شدکه با تکیه به کدامین اصل اخلاقی و انسانی می­توان برای همه­ی انسان­های روی زمین حریمهای غیر قابل تجاوزی به وجود آوردکه هم در مقام نظر مورد پذیرش همه­ی انسان­ها قرار گیرد و همه در مقام عمل بیش ترین شانس موفقیت را داشته باشد؟ همه در جستجوی یک رویکرد اخلاقی عملی بودند که بتوان به آن و پافشاری در تحقق آن مانعی در برابر جنگجویی­ها و خونریزیها و ستمگریها به وجود آورند.... و آن حرمت و کرامت ذاتی هر فرد انسانی صرفاً از آن نظر که انسان است... اما اعلامیه­ی حقوق بشر بر این مبنا پایه­گذاری شده است که انسان­ها بر اثر دردها و رنج­هایی که کشیده­اند و زخم­های که خورده­اند و جنگ­هایی که دیده­اند و ..... به این نتیجه رسیده­اند که برای بر طرف کردن این مشکلات و تغییر وضع موجود، الزامهایی را برای همه انسان­ها معین کنند و به همه پیشنهاد کنند و این الزام را برای حیثیت و کرامت انسان و از آن نظر که انسان است مبتنی کنند نه از آن نظر که مخلوق خداست... در واقع حقوق بشر، یک استراتژی است و از متون دینی به دست نمی­آید. "(شبستری، گفت و گوی مولود بهرامیان با مجتهد شبستری)
5.من معتقدم، ما مسلمانان باید صد در صد به مساله­ی حقوق بشر بپردازیم، درست در همان مفهوم که در اعلامیه­ی حقوق بشر آمده است. برای این که ما مسلمانان همه در حال حاضر بخشی از جامعه جهانی هستیم نمی­توانیم خود را جدا کنیم. به طور قطع ما بخشی از آن جامعه­ی جهانی هستیم که یک روزی این الزام­ها را برای خودش ضروری تشخیص داده است. یعنی همان سه مساله­ی "آزادی"، "عدالت" و "صلح جهانی" برای ما مسلمانان هم مساله­ی بسیار مهمی است ."(همان ص 3)
6. همچنین جناب عالی معتقدید که این حقوق بشر را نباید از کتاب و سنت برگرفت، زیرا اگر بگویید این حقوق را خدا داده است.
"این دیگر حقوق بشر بما هو بشر نخواهد بود بلکه حقوقی است که خدا می خواهد. اگر مسلمانان اینگونه استنباط کنند که حقوقی است که خدا می­دهد، باید به محدودی کارشان وقوف داشته باشند، دیگر نمی­توانند برای جهان تعیین تکلیف بکنند : نمی­توانند بگویند اینها حقوقی است که جلو جنگ­ها را می­گیرد. نمی­توانند بگویند اینها حقوقی برای همگان است.اینها حقوقی معتبر برای خدا باوران/ قرآن باوران/ سنت باوران است. اگر اینطور است این یک مساله­ی داخلی عالم اسلام یا مساله­ی داخلی این یا آن کشور اسلامی می­شود. چون شما نمی­توانید به دیگران بگویید یا ایها الناس! ما به خدا معتقد هستیم و خدا ی ما این حقوق را به شما داده است، سپس بیایید این حقوق را برای پیشگیری از جنگ مراعات کنید. گویند: ما اصلاً از خدای شما نمی­توانیم حقوقمان را تحویل بگیریم ."(همان/ ص4)

متن کامل پاسخ را از اینجا دانلود کنید

 
شرکت سازنده